زمان جاری : جمعه 26 شهریور 1400 - 5:37 بعد از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


سلام مهمان گرامي؛
مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد


آیا میدانید؟ ایا میدانید :






تعداد بازدید 74
نویسنده پیام
helena
آفلاین

ارسال‌ها : 5
عضویت: 18 /11 /1396
شعر عاشقانه سعدی





پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را


الله
الله تو فراموش مکن صحبت ما را



قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد


سست عهدی که تحمل نکند بار جفا
را



گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی


دوست ما
را و همه نعمت فردوس شما را



گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم


تا بگویند پس از من که به سر
برد وفا را



خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید


دردمندان
به چنین درد نخواهند دوا را



باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن


تا بدانی که چه بودست گرفتار
بلا را



از سر زلف عروسان چمن دست بدارد


به سر
زلف تو گر دست رسد باد صبا را



سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان


چون تأمل کند این صورت انگشت
نما را



آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت


که
سراپای بسوزند من بی سر و پا را



چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان


خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا
را



همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن


خودپرستان
ز حقیقت نشناسند هوا را



مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند


به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را


هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را


قل لصاح
ترک الناس من الوجد سکاری




امضای کاربر :



چهارشنبه 18 بهمن 1396 - 12:16
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :


تماس با ما | شعر عاشقانه سعدی | بازگشت به بالا | پیوند سایتی RSS