تبلیغات رزبلاگclose
جمله های غمگین قلب شکسته دی ماه


پاتوق سرا | سرگرمی و تفریحی | دانلود رمان و کتاب
അ پاتوق سرا یعنی پاتوق دخترا و پسرا അ
اطلاعات
آمار کاربران
افراد آنلاين : 1
--------------------------------------------
آمار مطالب
کل مطالب : 1493
کل نظرات : 124
--------------------------------------------

رنک جهانی پاتوق سرا

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 2
0 5
0 6
0 4
0 5
1 116
0 6
0 8
0 9
0 10
0 7
0 7
0 7
0 10
0 9
0 10
0 7
0 12
0 10
0 10

 جمله های غمگین قلب شکسته دی ماه

جمله های غمگین قلب شکسته دی ماه|www.cafepatogh.ir

به پولت نناز ، خدا رو چه دیدی ؟ شاید یه روز درد قیمت پیدا کرد و من شدم مولتی میلیاردر شدم . . .

********************
********************

گاهی وقت ها آنقدر از زندگی خسته می شوم که دلم می خواهد قبل از خواب ، ساعت را روی “ هیچوقت ” کوک کنم . .

********************

********************

تقصیر تو نیست ، حتما اشتباه از متصدی آرزوها بوده که تو نصیب دیگری شدی . . .

********************
********************

همه لحظه ها بی تو خاموش شده اند . . .
چراغی روشن کن ، من از بی تو بودن میترسم !


********************
********************

اینکه مرتب خودتو به دیگری یادآوری کنی تا فراموش نشی ، عجیب غم انگیزه !

********************
********************

دلم مثل دیواری می مونه که هنوز ایستاده ، با آجرهایی که تک تکشون شِکَستَن . . . .

********************
********************

فکر تخریب من نباش !
به آخر که رسیدی دست تکان بده ، خودم فرو می ریزم . . .

********************
********************

دیگر صاف راه نمیروم !
مهم نیست بگویند : سالم نیستم ، مهم این است تو میدانی غم نبودنت کمرم را خم کرده . . .

********************
********************

از عارفی پرسیدند روی نگین انگشترم چه حک کنم که وقتی شاد شدم به آن بنگرم و وقتی غمگین شدم به آن نظر کنم، گفت : حک کن “میگذرد”

********************
********************

به پولت نناز ، خدا رو چه دیدی ؟ شاید یه روز درد قیمت پیدا کرد و من شدم مولتی میلیاردر شدم . . .

********************
********************

تقصیر تو نیست ، حتما اشتباه از متصدی آرزوها بوده که تو نصیب دیگری شدی . . .

********************
********************

همه لحظه ها بی تو خاموش شده اند . . .
چراغی روشن کن ، من از بی تو بودن میترسم !

********************
********************

اینکه مرتب خودتو به دیگری یادآوری کنی تا فراموش نشی ، عجیب غم انگیزه !

********************
********************

دلم مثل دیواری می مونه که هنوز ایستاده ، با آجرهایی که تک تکشون شِکَستَن . . . .

********************
********************

فکر تخریب من نباش !
به آخر که رسیدی دست تکان بده ، خودم فرو می ریزم . . .

********************
********************

دیگر صاف راه نمیروم !
مهم نیست بگویند : سالم نیستم ، مهم این است تو میدانی غم نبودنت کمرم را خم کرده . . .

********************
********************

درد مرا شمعی می فهمد که برای دیدن یک چیزِ دیگر آتشش میزنند . . .

********************
********************

هر روز این عشق یکطرفه را طی میکنم . . .
یکبار هم تو گامی بدین سو بردار . . .
نترس ! جریمه اش با من . . . !

********************
********************

سوختم همچون شمع !
کسی اما قصه سوختنم را نشنید . . .

********************
********************

در روزگاری که لبخند انسانها از شکست توست ، برخیز تا بگریند

********************
********************

من زنم ، و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ! درد آور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ، قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند، تاسف بار است که باید لباسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم. (زنده یاد سیمین دانشور)

********************
********************

اگر زیبای را آواز سر دهی ، حتی در تنهای بیابان ، گوش شنوا پیدا خواهی کرد

********************
********************

فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک ها را ماستمالی و حتی از آن خنده ها که دوست داری برایم بکارد !
ولی باز هم از نگاهم پیداست چقدر به نبودنت خیره مانده ام . . .

********************
********************

هر شب ماه ، سرِ آفتاب را زیرِ ابر میکند و من هر شب ، سرم را زیرِ آوار نبودنت . . .

********************
********************

می گویند : ساده می نویسی . . .
از من می خواهند به نوشته هایم شاخ و برگ دهم . . .
آنها گناهی ندارند ، نمی دانند که دیگر کار ما از شاخ و برگ گذشته است !
مهم ریشه بود که تیشه خورد . . .

********************
********************

چشم گذاشتم و تو رفتی ، اما تا همیشه شمردن شرط بازی نبود . . .

********************
********************

گاه می اندیشم ، چندان مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم ، همین مرا بس که کوچه ای داشته باشم و باران … و انسانهایی در زندگیم باشند که زلالتر از باران هستند …. (شاملو)

********************
********************

آتش روشن کردم و عهد کردم تا خاموش شدنش دعایت کنم ، میدانم به آنچه خواهی میرسی . چرا که من هر بار یک هیزم اضافه میکنم

********************
********************

قلب با ارزشترین چیز در زندگی در آدماست ، اگر کسی بهت سپردش امانت دار خوبی باش

********************
********************

انسان نقطه ای است بین دو بینهایت ، بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته، بنگر بطرف کدام یک میروی (دکتر شریعتی)

********************
********************

در سرمای وجودم دلم عجیب هوای گرمای دستانت را کرده است . . .

********************
********************

آنقدر سرگرمِ “ اوقات فراغت ” بودم که فکری به حال “ روزهای فراقت ” نکردم . . .

********************
********************

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی ، پیر میشی
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی ، می بُری
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی ، زیادی‌ هستی . . .

********************
********************

پشیمان اند کفش هایم که این همه راه را ؛ راه آمدند با نیامدن هایت . . .

********************
********************

هنوز هم مثل انشاهای دوران دبستان با نتیجه گیری مشکل دارم . . .

“چرا رفتی ؟ ”
********************
********************

زندگی سه چیز است : اشکی که خشک میشود ، لبخندی که محو میوشد ، یادی که میماند

********************
********************

منطق دخترا موقع مشاجره دو حالت داره ؛ یا حق با منه ، یا تو نمیفهمی که حق با منه !

********************
********************

پروردگارا؛ آرامش را همچون دانه های برف ، آرام و بیصدا ، بر سرزمین قلب کسانی که برایم عزیز هستند ، جاری بگردان

********************
********************

تاریکی این خانه مرا میبیند و من این خانه را بی تو همیشه تاریک میبینم . . .

********************
********************

شیشه های شکسته تعویض می شوند . . .
پل های شکسته ، تعمیر . . .
آدم های شکسته ، فراموش !

********************
********************

کاش سرخپوستی بودم تا رد شاخه های شکسته را می گرفتم و تو را پیدا می کردم . . .
حالا سالهاست همه چیز شکسته و من ، روز به روز بیشتر گمت می کنم !

********************
********************

گاهی وقت ها آنقدر از زندگی خسته می شوم که دلم می خواهد قبل از خواب ، ساعت را روی “ هیچوقت ” کوک کنم . . .

درد مرا شمعی می فهمد که برای دیدن یک چیزِ دیگر آتشش میزنند . . .

********************
********************

هر روز این عشق یکطرفه را طی میکنم . . .
یکبار هم تو گامی بدین سو بردار . . .
نترس ! جریمه اش با من . . . !

********************
********************

سوختم همچون شمع !
کسی اما قصه سوختنم را نشنید . . .

********************
********************

فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک ها را ماستمالی و حتی از آن خنده ها که دوست داری برایم بکارد !
ولی باز هم از نگاهم پیداست چقدر به نبودنت خیره مانده ام . . .

********************
********************

هر شب ماه ، سرِ آفتاب را زیرِ ابر میکند و من هر شب ، سرم را زیرِ آوار نبودنت . . .

********************
********************

می گویند : ساده می نویسی . . .
از من می خواهند به نوشته هایم شاخ و برگ دهم . . .
آنها گناهی ندارند ، نمی دانند که دیگر کار ما از شاخ و برگ گذشته است !
مهم ریشه بود که تیشه خورد . . .

********************
********************

چشم گذاشتم و تو رفتی ، اما تا همیشه شمردن شرط بازی نبود . . .

********************
********************

در سرمای وجودم دلم عجیب هوای گرمای دستانت را کرده است . . .

********************
********************

آنقدر سرگرمِ “ اوقات فراغت ” بودم که فکری به حال “ روزهای فراقت ” نکردم . . .

********************
********************

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی ، پیر میشی
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی ، می بُری
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی ، زیادی‌ هستی . . .

********************
********************

پشیمان اند کفش هایم که این همه راه را ؛ راه آمدند با نیامدن هایت . . .

********************
********************

هنوز هم مثل انشاهای دوران دبستان با نتیجه گیری مشکل دارم . . .
“ چرا رفتی ؟ ”

********************
********************

تاریکی این خانه مرا میبیند و من این خانه را بی تو همیشه تاریک میبینم . . .

********************
********************

شیشه های شکسته تعویض می شوند . . .
پل های شکسته ، تعمیر . . .
آدم های شکسته ، فراموش !

********************
********************

کاش سرخپوستی بودم تا رد شاخه های شکسته را می گرفتم و تو را پیدا می کردم . . .
حالا سالهاست همه چیز شکسته و من ، روز به روز بیشتر گمت می کنم !









پنجشنبه 21 دي 1391 | 16:1 | نويسنده : رسول رادی
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]


.: Weblog Themes By PatoghSera :.

تبليغات شما
عضويت در خبرنامه

ارتباط آنلاين